Chat
Kia ... جذابترين
چت روم براي دختر پسراي ايروني از هر نقطه ي جهان 
چنانچه بعد از دو دقيقه جاي خالي اسم نمايان نشد سيستم شما فاقد
برنامه ي جاوا مي باشد. در اين صورت بر اينجا کليک کنيد
بعد
از اينکه جاوا رو دانلود کردين سيستمتون رو ري استارت کنيد و به من و دوستام توي چت
کيا ملحق بشيد
محل ورود
کاربران عادي
محل ورود كاربران عضو 

ديروز شيطان را ديدم. در حوالي ميدان بساطش را پهن كرده بود؛ فريب ميفروخت. مردم دورش جمع شدهبودن.،هياهو ميكردند و هول ميزدند و بيشتر ميخواستند.
توي بساطش همه چيز بود: غرور، حرص،دروغ و خيانت،جاهطلبي و ... هر كس چيزي ميخريد و در ازايش چيزي ميداد. بعضيها تكهاي از قلبشان را ميدادند و بعضيپارهاي از روحشان را. بعضيها ايمانشان را ميدادند و بعضي آزادگيشان را.
شيطان ميخنديد و دهانش بوي گند جهنم ميداد. حالم را به هم ميزد. دلم ميخواست همه نفرتم را توي صورتش تف كنم.
انگار ذهنم را خواند. موذيانه خنديد و گفت: من كاري با كسي ندارم،فقط گوشهاي بساطم را پهن كردهام و آرام نجوا ميكنم. نه قيل و قال ميكنم و نه كسي را مجبور ميكنم چيزي از من بخرد. ميبيني! آدمها خودشان دور من جمع شدهاند.
جوابش را ندادم. آن وقت سرش را نزديكتر آورد و گفت: البته تو با اينها فرق ميكني.تو زيركي و مومن. زيركي و ايمان، آدم را نجات ميدهد. اينها سادهاند و گرسنه. به جاي هر چيزي فريب ميخورند
از شيطان بدم ميآمد. حرفهايش اما شيرين بود. گذاشتم كه حرف بزند. و او هي گفت و گفت و گفت.
ساعتها كنار بساطش نشستم تا اين كه چشمم به جعبه ي عبادت افتاد كه لا به لاي چيزهاي ديگر بود. دور از چشم شيطان آن را برداشتم و توي جيبم گذاشتم.
با خودم گفتم: بگذار يك بار هم شده كسي، چيزي از شيطان بدزدد. بگذار يك بار هم او فريب بخورد.
به خانه آمدم و در كوچك جعبه عبادت را باز كردم. توي آن اما جز غرور چيزي نبود. جعبه عبادت از دستم افتاد و غرور توي اتاق ريخت. فريب خورده بودم، فريب. دستم را روي قلبم گذاشتم نبود ،فهميدم كه آن را كنار بساط شيطان جا گذاشتهام.
تمام راه را دويدم. تمام راه لعنتش كردم. تمام راه خدا خدا كردم. ميخواستم يقه نامردش را بگيرم. عبادت دروغياش را توي سرش بكوبم و قلبم را پس بگيرم. به ميدان رسيدم، شيطان اما نبود.
آن وقت نشستم و هاي هاي گريه كردم. اشكهايم كه تمام شد،بلند شدم. بلند شدم تا بيدليام را با خود ببرم كه صدايي شنيد. صداي قلبم را
و همانجا بياختيار به سجده افتادم و زمين را بوسيدم. به شكرانه قلبي كه پيدا شده بود.
نوشته شده توسط f.t در یکشنبه یازدهم مرداد 1388 ساعت 18:29 موضوع | لینک ثابت
عند نامردیه چون هرچی بیشتر می نویسم کمتر نظر میدین دیگه نمینویسم
نوشته شده توسط f.t در دوشنبه پنجم مرداد 1388 ساعت 12:56 موضوع | لینک ثابت
![]()
![]()
![]()

نوشته شده توسط f.t در دوشنبه هشتم تیر 1388 ساعت 16:20 موضوع | لینک ثابت

ویتامین A1 مخصوص آقایان !
آقایان محترم مصرف کنند - ویتامینA1 : همسرتان را با زنان دیگر مقایسه نکنید
هیچ موقع خانمان را با زن دیگر، بویژه مادرتان، زن سابق تان یا نامزد قبلی تان مقایسه نکنید. هرگزدربارۀ سایرروابطی که قبلا احتمالا داشته اید، مشتاقانه و با حسرت حرف نزنید. با این اعمال شما عدم امنیت را در جایی که نباید باشد، ایجاد می کنید. مردی که می خواهد گذشته را دوباره زنده کند، به سوی دردسر می رود.
به خاطر داشته باشید همسرتان می خواهد در زندگی شما مقدم ترین فرد باشد. وقتی شما الگویی را مثال می زنید مانند مادرتان، همسر قبلی تان، دخترخاله تان، آنطور احساس کردن برای او خیلی سخت است. او باور می کند که باید دقیقا عین آن الگو عمل، و از آن پیروی کند. هر زنی دوست دارد بابت توانائیهای خودش مورد تحسین قرار گیرد. به او اجازه دهید همان زن شایسته ای باشد که هست. بدانید که اگر به هر کس آزادی بدهید که خودش باشد او بهترین فرد می گردد.
ویتامین A2 مخصوص آقایان !
آقایان مصرف کنند - ویتامینA2 : عشق خود را نسبت به همسرتان اثبات کنید.
زنها از شما مردها می خواهند، عشق خودتان را به گونه ای محسوس و مملوس نشان دهید. در واقع، عشق را هر روز و از راههای کوتاه باید بر زبان آورد و نشان داد. خرید هدیه های کوچک و تقدیم آن به شکلی خوشایند می تواند جالب و زیبا باشد. مثلا شما می توانید یک بسته شکلات بزرگ بخرید و به آن یادداشتی ضمیمه کنید، بدین مضمون: "تقدیم به همسر بی نظیرم که همیشه به من خوبی و عشق می دهد."هدیه هایی که خانمها دوست دارند شوهرانشان به آنها تقدیم کنند بدین قرارند: گل، کارت پستالهای زیبا همراه با دست خط خودتان، عطر، جواهرات، مجسمه های زیبا، کیف، لباس، بسته های شکلات (کاکائو های تخته ای)، تلفن موبایل، ساعت مچی و اگر خیلی پولدارید ماشین های مدل بالا!.... اگر امکان پیچیده هدیه است، حتما آن را با کادوهای رنگی زیبا بسته بندی کنید.
خانمها دوست دارند خودشان بسته بندی ها را باز کنند. گرفتن هدیه، به زنها احساس با ارزش بودن می دهد و عدم دریافت هدیه، این پیام را برای زن تدعی می کند که شما برای او هیچ ارزشی قائل نیستید و و به او توجه ندارید و در یک کلام، دوستش ندارید. در مشاوره های خصوصی مان زمانی که با مراجعان صحبت می کنیم و می گوییم که این تکنیکها را به کار برید، خانمها می گویند که خیلی دوست داریم دقیقاً شوهرمان این کارها را برایمان انجام دهد ولی شوهرمان می گوید این مسخره بازیها و این بچه بازیها دیگر چیست؟ پس این لباسهایی که پوشیده اید چه کسی برایت خریده است؟
یا خرج خانه را چه کسی می کند؟ آقایان، قبول داریم که به طور غیرمستقیم برای خامتان خرج می کنید ولی وقتی که او خودش اشاره کند که به چه چیزهایی نیاز دارم و با هم بروید بخرید این روش او را دچار هیجان نمی کند. شما زمانی می توانید او را غافلگیر کنید که خودتان بدون اطلاع او، برایش هدیه های مختلف بخرید و در مواقعی که انتظارش را ندارد به او تقدیم کنید.
بعضی از مراجعان مرد نیز می گفتند که این روشها مربوط به دوست پسرها و دوست دخترهاست و زندگی زناشویی فرصتی برای اجرای این تکنیکها و مسخره بازیها نمی گذارد! ولی ما به شما آقایان می گوییم که این کتاب را دقیقاً برای شماها که فکر می کنید زندگی چیز دیگری است نوشته ایم، زیرا اگر این روشها را به کار نبرید یا مرتباً باید ناله ها و شکوه های همسرتان را بشنوید و یا اینکه خودتان تاوان هزاران مسئله ای را که بعداً برایتان پیش می آید را بپردازید!
ویتامین B1 مخصوص خانمها !
خانمها مصرف کنند - ویتامینB1 : به همسرتان توجه کنید
به پاهای عضلانی، به سینۀ فراخ و مردانه اش، به لبخند زیبایش، به شانه های پهنش، به دستان بزرگ و مردانه اش، به چشمان خوش حالتش، به صدای پرطنین اش و به طور کلی به هر ویژگی و صفتی که از او مرد می سازد، توجه کنید. اغلب مردان دوست دارند که از مردانگی آنها تعریف و تمجید شود و آنها تشنۀ تعریف و تمجید شما هستند. وقتی مردی تحسین شود، مایل است به سرعت به آن پاسخ دهد. به او بگویید که چه همسر با قدرت و خوبی دارید و از اینکه شوهر شماست چقدر خوشحالید و چقدر خوش اقبالید. به شوهرتان بگویید او را در همین گونه که هست، دوست دارید و دیگر اینکه او را در دنیا با هیچ مرد دیگری حاضر نیستید عوض کنید.
ویتامین B2 مخصوص خانمها !
خانمها مصرف کنند - ویتامینB2 : شوهرتان را بابت کارهایی که انجام می دهد تحسین کنید
به طور مثال اگر او اتومبیل را تعمیر می کند به او بگویید چقدر خوش اقبالید که همسری را دارید که از استعداد و تواناییهای مکانیکی تا این حد بالا برخوردار است. اگر او با بچه ها بازی می کند، به او بگویید بچه ها چقدر خوشبختند که پدری چون تو دارند. اگر او اهل ورزش است به او بگویید چقدر عالی است که مردی باهیکل متناسب دارید و به ورزش کردن اهمیت می دهد. اگر او شما را در رفاه گذاشته است به او بگویی در رؤیاهایتان هم نمی گنجید شیوۀ زندگی را که او برایتان فراهم آورده است داشته باشید.
ویتامین A3 مخصوص آقایان ! زنان نیاز به صحبت ..
آقایان مصرف کنند - ویتامینA3 : زنان نیاز به صحبت کردن دارند
شوهری که یاد می گیرد هر روز وقت صرف کند و با زن خود حرف بزند و به صحبتهای او گوش دهد، قلب او را برای همیشه تسخیر می کند. از دیدگاه ما: "اگر خانمها و آقایان روزی٢٠ دقیقه با هم صحبت کنند، درِ طلاق را برای همیشه به روی خودشان می بندند. مردی که نیاز زن را برای صحبت کردن نادیده می گیرد، همسری مهربان و عیبجو پیدا خواهد کرد.
وقتی او به شما غُر می زند و لحظه ای آرامتان نمی گذارد آنچه در واقع او می گوید این است: اگر نمی توانم با گفتگویی خوب بر تو اثر بگذارم، با مذاکرۀ نامطبوع اثر خواهم گذاشت چون حتی بگو و مگوها بهتر است پوچی و خلأیی است که وقتی با تو هستم احساس می کنم. آنچه او هر بار می گویند این است: لطفاً به حرف من گوش بده. می خواهم آنچه را برای من اتفاق افتاده و دربارۀ آن نگرانم، با تو در میان با تو در میان بگذارم." در واقع پند یا نصیحت یا راه حلی نمی خواهم، فقط می خواهم حرفم را بشنوی و آنچه را می گویم درک کنی و به احساس من اهمیت دهی."
ویتامین B5 مخصوص خانمها ! همسرتان را بابت ..
خانمها مصرف کنند - ویتامینB5 : همسرتان را بابت آنچه می گویید تمجید کنید
به طور مثال اگر او شوخ طبع است به او بگویید: شوخ طبعی او را دوست دارید و این حالت او باعث احساس نشاط شما می گردد. اگر او اهل ریسک و خطر کردن است به او بگویید: شجاعت او را که پای هر چه بدان اعتقاد دارد می ایستد، خیلی دوست دارید. اگر او کم حرف است به او بگویید: چه شنوندۀ خوبی است و چه نفوذ آرام کننده ای بر شما دارد. اگر او پرحرف است به او بگویید که روح بخش و گرم کننده مجالس و مهمانی هاست و چقدر دوست دارید که به سخنانش گوش دهید. اگر او راستگو و درستکار است به او بگویید: چه خصیصه های زیبایی داری و شما این صفات را خیلی دوست دارید. اگر باوفاست به او بگویید: چقدر عالی است که می توان به او اعتماد کرد. به طور کلی همه چیز و هر چیزی بایستی به شیوۀ مثبت مورد توجه قرار گیرد و با تمجید تفسیر شود. هرگز شوهرتان را با مردان دیگر فامیلتان مقایسه نکنید و مثلاً نگویید که علی آقا در خانه به همسرش کمک می کند و یا برای زنش خیلی هدیه می خرد و خیلی بهتر از تو همسرداری می کند. با انتقاد کردن و مقایسۀ او با دیگران از میزان صمیمیت و نفوذ خود بر همسرتان می کاهید. به یاد داشته باشید که هیچ کس از انتقاد خوشش نمی آید حتی شما!
ویتامینB3 مخصوص خانمها ! حمامی گرم و نرم ..
خانمها باید مصرف کنند - ویتامینB3 : حمامی گرم و نرم برایش آماده کنید
حمام را تمیز و آماده کنید. حولۀ تمیز، صابون خوشبو و شامپوهای عالی تهیه کنید، سپس وان حمام را پر از آب گرم و حباب صابون کنید. از او تقاضا کنید که استحمامی دلچسب انجام دهد. هنگام استحمام از او با نوشیدنیهای خوش طعم وموردعلاقه اش پذیرایی کنید
ویتامینA5 مخصوص آقایان ! شام بخرید ..
ویتامینA5 : شام بخرید و به خانه بیاورید
یکی از روشهایی که می توانید خانمتان را غافلگیر کنید این است که بعضی از روزها پس از آنکه به محل کارتان رفتید به زنتان تلفن بزنید و پس از خوش و بش کردن با وی، بگوئید: عزیزم نگران تهیه شام نباش، زیرا من موقع برگشت شام می خرم و به خانه می آورم.
ویتامین B6 مخصوص خانمها !
خانمها مصرف کنند - ویتامینB6 : با کاغذهای پشت چسب دار حرف خود را بزنید
این نوع کاغذهای کوچک پشت چسب دار را می توانید از فروشگاههای بزرگ یا مغازه های لوازم تحریری خریداری کنید. سپس یادداشتهای خود را در جاهایی که اصلاً احتمالش را نمی دهد بچسبانید، به طوری که وقتی صبح آمادۀ رفتن به محل کارش می شود ببینید. به طور مثال این نوشته ها را می توانید بر روی کیف دستی او، بر روی داشبرد اتومبیلش و یا روی درب یخچال و فریزر بچسبانید و در همۀ آنها بنویسید که به نظرتان او چقدر عالی و قدرتمند و دوست داشتنی است و چقدر از اینکه همسر او هستید احساس خوشحالی و شادمانی دارید.
نوشته شده توسط f.t در دوشنبه هشتم تیر 1388 ساعت 16:17 موضوع | لینک ثابت
مراحل عشق:
۱ـ نگاه
۲ـ لبخند
۳ـ سلام
۴ـ کلام
۵ـ وعده
۶ـ دیدار
۷ـ اشنایی
۸ـ راز و نیاز
۹ـ مهر و محبت
۱۰ـ عشق
۱۱ـ بوسه
۱۲ـ اغوش کشیدن
۱۳ـ ملاقات کردن
۱۴ـ رسوایی
۱۵ـ جدایی
البته میگن اما کو گوشه شنوا
تا حدی راسته اما بیشترش نه اخه میدونین.........................
نوشته شده توسط f.t در دوشنبه هشتم تیر 1388 ساعت 16:3 موضوع | لینک ثابت
مراحل عشق:
۱ـ نگاه
۲ـ لبخند
۳ـ سلام
۴ـ کلام
۵ـ وعده
۶ـ دیدار
۷ـ اشنایی
۸ـ راز و نیاز
۹ـ مهر و محبت
۱۰ـ عشق
۱۱ـ بوسه
۱۲ـ اغوش کشیدن
۱۳ـ ملاقات کردن
۱۴ـ رسوایی
۱۵ـ جدایی
البته میگن اما کو گوشه شنوا
تا حدی راسته اما بیشترش نه اخه میدونین.........................
نوشته شده توسط f.t در دوشنبه هشتم تیر 1388 ساعت 16:0 موضوع | لینک ثابت
Meanings of Kisses
Kiss on the hand - I adore you.
Kiss on the cheek - I just want to be friends.
Kiss on the chin - You are cute!
Kiss on the neck - I want you.
Kiss on the lips - I love you.
Kiss on the ears - Let's have some fun.
Kiss anywhere else - You're the best

می دونی ؟ خوبیه وبلاگ اینه که هروقت دلت بگیره یکی هست که حرفات رو گوش بده. اگه حال و حوصله ی آدمها رو نداری یا روت نمیشه حرفی توروی یکی شون بزنی اینجا خیلی راحت می تونی اون کار انجام بدی. به قول معروف: به در می گم، دیوار بشنوه.
دلم گرفته. خوب میدونم اعصابت بهم ریخته چون منم اعصابم داغونه (دل به دل لوله کشیه). وقتی تو ناراحتی بی اختیار منم حالم گرفته میشه. میرم تو لک و حوصله ی خودم رو هم ندارم. این روزا انقدر حواس پرت شدم که دیگه یادم میره دارم با کی حرف می زنم و می دونم چون تو این روز ها اعصابت ریخته بهم، من اینجوری شدم.
می گن آدم فقط یک روز برای عاشق شدن فرصت می خواد.
عزیزکم؟ دو سال وقت کمیه برای دیوونه شدن؟
هر شب، چه اون روزهایی که واسم عاشقانه می نوشتی، چه اون روزهایی که حاضر نبودی حتی اسمم رو به زبون بیاری: سرم رو میذاشتم روی بالشم و فقط وقتی خوابم می برد که حسابی تو رویاهام نگاهت می کردم.
با نوازش کردن موهات خستگی از تنم درمیومد. به چشمات خیره می موندم، بستن و گاهی باز میشن تا نگاه منو دنبال کنن. تمام سعیم این بود که بیشتر بهت نزدیک بشم. تورو توی بغلم فشار میدم، بیشتر، بیشتر، بیشتر ... و تاجایی که ممکنه خودم رو بهت نزدیک میکنم. حالا حتی نفس من با بازدم های تو تلاقی می کنه.بوی بدنت منو مست کرده. دوست ندارم اینو بگم ولی خسته تر از اونیم که بخوای همه ی خواسته هات رو برآورده کنم عزیزم. می بوسمت و به خواب میرم.

صبح شده. قبل از اینکه چشمام باز بشن اسم تو میاد تو ذهنم. و سرمست از اینکه تونستم یک شب دیگه با رویاهای تو بخواب. راستی: دیشب تو هم مثل من شب خوبی داشتی؟

نوشته شده توسط f.t در دوشنبه هشتم تیر 1388 ساعت 15:47 موضوع | لینک ثابت
.jpg)
(1)
در برابر بی کرانی سکن
جنبش کوچک گلبرگ
به پروانه ئی ماننده بود
زمان با گام شتا بنک بر خواست
و در سرگردانی
یله شد
در باغستان خشک
معجزه وصل
بهاری کرد
سراب عطشان
برکه ئی صافی شد
و گنجشکان دست آموز بوسه
شادی را
در خشکسار باغ
به رقص در آوردند
(2)
اینک چشمی بی دریغ
که فانوس را اشکش
شور بختی مردمی را که تنها بودم وتاریک
لبخند می زند
آنک منم که سرگردانی هایم را همه
تا بدین قله جل جتا
پیموده ام
آنک منم
میخ صلیب از کف دستان به دندان برکنده
آنک منم
پا بر صلیب باژگون نهاده
با قامتی به بلندی فریاد
(3)
در سرزمین حسرت معجزهای فرود آ مد
[ واین خود معجزه ئی دیگر گونه بود ]
فریاد کردم،:
«- ای مسافر!
با من از زنجیریان بخت که چنان سهمنک دوست می داشتم
این مایه ستیزه چرا رفت؟
با ایشان چه می باید کرد؟»
«- بر ایشان مگیر!»
چنین گفت و چنین کردم
لایه تیره فرو نشست
آبگیر کدر
صافی شد
و سنگریزه های زمزمه
در ژرفای زلال
درخشید
دندانهای خشم
به لبخندی
زیبا شد
رنج دیرینه
همه کینه هایش را
خندید
پای آبله در چمنزار آفتاب
فرود آمد
بی آنکه از شب نا آشتی
داغ سیاهی بر جگر نهاده باشم
(4)
نه!
هرگز شب را باور نکردم
چرا که
در فراسوهای دهلیزش
به امید دریچه ئی
دل بسته بودم
(5)
شکوهی در جانم تنوره می کشد
گوئی از پاک ترین هوای کوهستان
لبالب
قدحی در کشیده ام
در فرصت میان ستاره ها
شلنگ انداز
رقصی میکنم-
دیوانه
به تماشای من بیا!
نوشته شده توسط f.t در دوشنبه چهارم خرداد 1388 ساعت 12:20 موضوع | لینک ثابت
نیمه شب بود و غمي تازه نفس
ره خـوابــم زد و مـــانــدم بــيــدار
ســايـــه دسـتــه گلـي بـــر ديـوار
چهرهاي سرد و غم انگيز و سياه
سايـهاي مـضـطـرب و لــرزان بود
گــويـيـا مــرده ء سـرگــردان بـــود
شمع خاموش شد از تـنـدي بـاد
كس نپرسيد كجا رفت ؟؟؟ كه بود ؟؟؟
اثــر از ســايــه بـــر ديــوار نـمــانـد
كــه دمـي چـنـد در ايـنـجا گذرانـد
ايــن منـم خستـه درين كلبه تنگ
مــن اگــر سايــه ء خـويـشم يـا رب
جسم درماندهام از روح جـداست
روح آواره مـن كـيـست ؟؟؟ كجاست ؟؟؟؟
نوشته شده توسط f.t در دوشنبه چهارم خرداد 1388 ساعت 12:19 موضوع | لینک ثابت

چون زلف تو ام جانا در عین پریشانی
چون باد سحرگاهم در بی سر و سامانی
من خاکم و من گردم من اشکم و من دردم
تو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانی
خواهم که ترا در بر بنشانم و بنشینم
تا آتش جانم را بنشینی و بنشانی
ای شاهد افلاکی در مستی و در پاکی
من چشم ترا مانم تو اشک مرا مانی
در سینه سوزانم مستوری و مهجوری
در دیده بیدارم پیدایی و پنهانی
من زمزمه عودم تو زمزمه پردازی
من سلسله موجم تو سلسله جنبانی
از آتش سودایت دارم من و دارد دل
داغی که نمی بینی دردی که نمی دانی
دل با من و جان بی تو نسپاری و بسپارم
کام از تو و تاب از من نستانم و بستانی
ای چشم رهی سویت کو چشم رهی جویت ؟
روی از من سر گردان شاید که نگردانی
نوشته شده توسط f.t در دوشنبه چهارم خرداد 1388 ساعت 12:18 موضوع | لینک ثابت

در نوازشهای باد
در گل لبخند دهقانان شاد
در سرود نرم رود
خون گرم زندگی جوشیده بود
نوشخند مهر آب
آبشار آفتاب
در صفای دشت من کوشیده بود
شبنم آن دشت از پکیزگی
گوییا خورشید را نوشیده بود
روزگاران گشت و گشت
داغ بر دل دارم از این سرگذشت
داغ بر دل دارم از مردان دشت
یاد باد آن خوشنوا آواز دهقان شاد
یاد باد آن دلنشین آهنگ رود
یاد باد آن مهربانی های باد
یاد باد آن روزگاران یاد باد
دشت با اندوه تلخ خویش تنها مانده است
زانهمه سرسبزی و شور و نشاط
سنگلاخی سرد بر جا مانده است
آسمان از ابر غم پوشیده است
چشمه سار لاله ها خوشیده است
جای گندم های سبز
جای دهقانان شاد
خارهای جانگزا جوشیده است
بانگ بر میدارم از دل
خون چکید از شاخ گل باغ و بهاران را چه شد
دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد
سرد و سنگین کوه می گوید جواب
خاک خون نوشیده است 
سر خود را مزن اینگونه به سنگ
دل دیوانه تنها دل تنگ
منشین در پس این بهت گران
مدران جامه جان را مدران
مکن ای خسته درین بغض درنگ
دل دیوانه تنها دلتنگ
پیش این سنگدلان قدر دل و سنگ یکی است
قیل و قال زغن و بانگ شباهنگ یکی است
دیدی آن را که تو خواندی به جهان یارترین
سینه را ساختی از عشقش سرشارترین
آنکه می گفت منم بهر تو غمخوارترین
چه دلآزارترین شد چه دلآزارترین
نه همین سردی و بیگانگی از حد گذراند
نه همین در غمت اینگونه نشاند
با تو چون دشمن دارد سر جنگ
دل دیوانه تنها دل تنگ
ناله از درد مکن
آتشی را که در آن زیسته ای سرد مکن
با غمش باز بمان
سرخ رو با ش ازین عشق و سرافراز بمان
راه عشق است که همواره شود از خون رنگ
دل دیوانه تنها دل تنگ
نوشته شده توسط f.t در دوشنبه چهارم خرداد 1388 ساعت 12:17 موضوع | لینک ثابت

عشـق یعنـی هـمون سـلام اول
عـشق یعنـی مـایه قـوت قـلـب
عشق یعنی انفجار احساسات
عشق یعنی کم کردن فاصله ها
عشق یعنی کلید یک رابطه ای محکم
عشق یعنی در موفقیت هم شریک بودن
عشق یعنی کاری کنی که راحت پیدات کنه
عشق یعنی مثل اشرف زاده ها باهاش رفتار کنی
عشق یعنی کسی رو داشته باشی که ازت محافظت کنه
عشق یعنی وقتی باهاش قرار داری به خودت برسی
عشق یعنی یک عالمه حرف رو با یه اشاره گفتن
عشق یعنی هولش بدی تو یک مسیر درست
عشق یعنی یه بازی که تمومی نداره
عشق یعنی از هیکلش تعریف کنی
عشق یعنی من وتو ما میشویم
عشق یعنی حرفشو باور کنی
عشـق یـعنی جادوش کنی

نوشته شده توسط f.t در دوشنبه چهارم خرداد 1388 ساعت 12:16 موضوع | لینک ثابت
![]()
![]()
سلام علیکم![]()
![]()
![]()
برخي خانم ها مثل چي هستند ؟![]()
خانم ها مثل راديو هستند:
هر چي مي خواهند مي گويند ولي هر چه بگويي نمي شنوند.
خانم ها مثل شبکه اينترنت هستند:
از هر موضوعي يک فايل اطلاعاتي دارند.
خانم ها مثل چسب دوقلو هستند:
اگر دستشان با گوشي تلفن مخلوط شد., ديگر بايد سيم را بريد
خانم ها مثل موتور گازي هستند:
پر سر و صدا. , کم سرعت , کم طاقت
خانم ها مثل رعد و برق هستند:
اول برق چشمهاشون مي رسه. , بعد رعد صداشون
خانم ها مثل ليمو شيرين هستند:
اول شيرين و بعد تلخ مي شوند.
خانم ها مثل موبايل هستند:
هر وقت کاري مهم پيش مي آيد در دسترس نيستند.
خانم ها مثل گچ هستند:
اگر چند دقيقه مدارا کنيد آنچنان سخت مي شوند که هيچ شکلي نمي گيرند.
خانم ها مثل کنتور برق هستند:
هر از چند سالي يکبار سن آنها صفر مي شود.
خانم مثل فلزياب هستند:
هرگاه از نزديکي طلافروشي رد مي شوند عکس العمل نشان مي دهند.
اینم برای اینکه این جوندارارو بهتر بشناسین تا ازشون زود تر دور بشین.
خدانگهدار...![]()
نوشته شده توسط f.t در دوشنبه چهارم خرداد 1388 ساعت 12:13 موضوع | لینک ثابت
استفاده از این کنترول واقعا جواب میده قیمت پایه گرفتن حال ۱۰ دختر

نوشته شده توسط f.t در دوشنبه چهارم خرداد 1388 ساعت 12:9 موضوع | لینک ثابت
نمی خوام زیاد حرف بزنم فقط یه توضیح کوچیک بدم اونم اینه این یه معادله ی ساده هست که اثبات میکنه دختر ها در این جهان مزاحم هستن و باید نباشن.
فرهنگ لغت:
girls =
دخترtime =
زمانmoney =
پولevil =
مزاحم
نوشته شده توسط f.t در دوشنبه چهارم خرداد 1388 ساعت 12:7 موضوع | لینک ثابت
هر جونداري كه وجود داره براي خودش يه زبون خاصي داره كه با زبون ما آدمها يه ذره يا بيشتر فرق ميكنه حالا من براي شماها حرف هاي جونوراي نسل سومي هارو (زن ها) ترجمه كردم و براي شما گذاشتم حتما بخونيد حالا اگه حرفي زدن كه شما نفهميديد بگيد من براتون ترجمه كنم...

نوشته شده توسط f.t در دوشنبه چهارم خرداد 1388 ساعت 12:5 موضوع | لینک ثابت



بقیشم میزارم الان وقت ندارم
نوشته شده توسط f.t در دوشنبه چهارم خرداد 1388 ساعت 12:3 موضوع | لینک ثابت
دافی بودن یا نبودن! مسئله این است
- اه.......... عجب دافی بود!
- حالا خب یعنی چی؟
- یعنی خوشگل بود.
- یعنی مثل سارا؟
- نه... اون که داف نیست.
- خب خوشگل که هست.
- نه! به اون که نمی گن داف.
- خب یعنی مثل کی؟
- یعنی خوش هیکل بود.
- خب یعنی مثل نسترن؟
- نه! اون که داف نیست. فقط هیکلش خوبه.
- خب پس یعنی چی؟
- یعنی خوش تیپ هم بود.
- یعنی مثل شادی؟
- نه بابا! نه! اون که فقط خوش تیپه.
- پس مثل کی؟
- مثلا مثل... مثل... مثل فوفولیا.
- سکوت
- یعنی خوشگلِ خوش تیپِ خوش هیکلِ خوش لباسِ خوش رنگ و لعابِ خوش برخوردِ مهربونِ... چه می دونم! داف دیگه. اه... عجب دافی بود.
دافی از آن واژه هایی است که دوستان بنده که جنسیتشان مذکر است، در کلام خود بسیار استفاده می کنند و ما را چون خر در گل واژه می گذارند.
از آن جایی که آقایان-بلا نسبت شمای خواننده- گردنی دارند با قابلیت چرخش صد و هشتاد درجه ای و مدام هم چشمشان از این سو به آن سو، می دود، در تشخیص داف ها بسیار توانا و قدرتمند عمل می کنند که بنده، به شخصه واقعا نمی فهمم.
نوشته شده توسط f.t در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 ساعت 16:29 موضوع | لینک ثابت

این یکی

این دومی







نوشته شده توسط f.t در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 ساعت 17:18 موضوع | لینک ثابت
از اونایی کهیان به وبلاگ من واقعا ممنونم لطفا انتقادی پیشنهادی نظری دارین ممنون میشم برام بگذارین
نوشته شده توسط f.t در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 ساعت 17:8 موضوع | لینک ثابت
۱- خواستگار رو بچسبید كه شاید تنها شت
۱- خواستگار رو بچسبید كه شاید تنها شتر بخت شما باشه.
۲- ناز و لفت و لیس رو بذارید كنار.
?- در معرض دید باشید، گذشت اون زمان كه میگفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم كه از آفتاب و از سایه می رنجم.
?- سن ازدواج رو بیارین پایین، همون 17 یا 18 خوبه. بالاتر كه برین همچین بگی نگی از دهن میافتین.
?- تموم دوست پسراتونو تهدید به ازدواج كنید، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بكشید.
?- دعای باز شدن بخت رو دور گردنتون آویزون كنید، یه وقت كتابشو دور گردنتون آویزون نكنید كه گردن لطیفتون كج میشه.
?- پسرهای فامیل بهترین و در دسترسترین طعمهها هستند، رو هوا بقاپیدشون.
?- رو شكل و شمایل ظاهری پسرها زیاد حساسیت به خرج ندید، پسرهای خوشگل، هستن دچار مشكل...!!
?- توی اجتماع بر بخورید، با مردم قاطی شید، با ننه صغرا و بیبی عذرا نشست و برخاست كنید، همینا هستن كه شادوماد میسازن واستون.
??- یه كم به خودتون برسید، منظورم آرایش و برداشتن زیر ابرو و ریمل و پودر و سایه و كرم شب و روز و ماسك خیار و فر مژه و خط لب و خط چشم و... نیست. حداقل قیافه یه آدم رو داشته باشید.
??- در پوشش دقت كنید، لباس چسب و كوتاه فقط آدمای بوالهوس رو دورتون جمع می كنه، یه پوشش سنگین و اندكی رنگین با حفظ معیارهای دوماد پسند بهترینه.
??- مهمون كه میاد قایم نشید، چای ببرید، پذیرایی كنید، خلاصه یه چشمه بیاین كه بعله ما هم هستیم.
??- سعی كنین از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره كه مامانه بتونه جلوی در و همسایه قر و قمیش بیاد كه دخترم قربونش برم اینجوریه و اونجوریه...
??- تا مامانه و باباهه میگن دخترمون دیگه وقته عروسیشه مثل لبوی نپخته سرخ نشین و در برید، در حركات و سكناتتون این نظر رو تایید كنید و دنبالشو بگیرید.
??- بالاخره اگه خدای نكرده میخواین جزو اون یك میلیون و هفت صد هزار دختر بی شوهر نباشید هر چی دارید، رو كنید، منظورم اعضا و جوارحتون نیست منظورم كمالات و هنر مندیاتتونه.
??- و اینو بگم كه از هیچ دوره زندگیتون به اندازه وقتی كه با نامزد محبوبتون زیر سایه درخت توی یه پارك خلوت دارید معاشقه می كنید لذت نخواهید برد، حالا به بعدنش كارندارم.
??- اگه كسیرو دوسش دارین برین خواستگاریش ( نكته:این كار ریسكش خیلی بالاس اگه شازده بگه نه سوجه خنده 1سال فامیلاتون ردیفه )
??- حداقل یه 206 داشته باشین كه طرف به خاطر ماشین هم كه شده بیاد 2تا بشین بده 9 ماه 3 تا بشین.
??- اون یارو كه با اسب سفید میادوبی خیال شین.
??- ...و آخرین توصیه اینكه عوض اینكه توی جریانات عشقی خیابونی و زودگذر غرق بشید و مثل كبك سرتونو زیر برف كنید یه خورده به فكر زندگی آیندهتون بشید و اینقدر از این دست به اون دست نرید چون كثیف میشید، می پكیدر بخت شما باشه.
۲- ناز و لفت و لیس رو بذارید كنار.
?- در معرض دید باشید، گذشت اون زمان كه میگفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم كه از آفتاب و از سایه می رنجم.
?- سن ازدواج رو بیارین پایین، همون 17 یا 18 خوبه. بالاتر كه برین همچین بگی نگی از دهن میافتین.
?- تموم دوست پسراتونو تهدید به ازدواج كنید، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بكشید.
?- دعای باز شدن بخت رو دور گردنتون آویزون كنید، یه وقت كتابشو دور گردنتون آویزون نكنید كه گردن لطیفتون كج میشه.
?- پسرهای فامیل بهترین و در دسترسترین طعمهها هستند، رو هوا بقاپیدشون.
?- رو شكل و شمایل ظاهری پسرها زیاد حساسیت به خرج ندید، پسرهای خوشگل، هستن دچار مشكل...!!
?- توی اجتماع بر بخورید، با مردم قاطی شید، با ننه صغرا و بیبی عذرا نشست و برخاست كنید، همینا هستن كه شادوماد میسازن واستون.
??- یه كم به خودتون برسید، منظورم آرایش و برداشتن زیر ابرو و ریمل و پودر و سایه و كرم شب و روز و ماسك خیار و فر مژه و خط لب و خط چشم و... نیست. حداقل قیافه یه آدم رو داشته باشید.
??- در پوشش دقت كنید، لباس چسب و كوتاه فقط آدمای بوالهوس رو دورتون جمع می كنه، یه پوشش سنگین و اندكی رنگین با حفظ معیارهای دوماد پسند بهترینه.
??- مهمون كه میاد قایم نشید، چای ببرید، پذیرایی كنید، خلاصه یه چشمه بیاین كه بعله ما هم هستیم.
??- سعی كنین از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره كه مامانه بتونه جلوی در و همسایه قر و قمیش بیاد كه دخترم قربونش برم اینجوریه و اونجوریه...
??- تا مامانه و باباهه میگن دخترمون دیگه وقته عروسیشه مثل لبوی نپخته سرخ نشین و در برید، در حركات و سكناتتون این نظر رو تایید كنید و دنبالشو بگیرید.
??- بالاخره اگه خدای نكرده میخواین جزو اون یك میلیون و هفت صد هزار دختر بی شوهر نباشید هر چی دارید، رو كنید، منظورم اعضا و جوارحتون نیست منظورم كمالات و هنر مندیاتتونه.
??- و اینو بگم كه از هیچ دوره زندگیتون به اندازه وقتی كه با نامزد محبوبتون زیر سایه درخت توی یه پارك خلوت دارید معاشقه می كنید لذت نخواهید برد، حالا به بعدنش كارندارم.
??- اگه كسیرو دوسش دارین برین خواستگاریش ( نكته:این كار ریسكش خیلی بالاس اگه شازده بگه نه سوجه خنده 1سال فامیلاتون ردیفه )
??- حداقل یه 206 داشته باشین كه طرف به خاطر ماشین هم كه شده بیاد 2تا بشین بده 9 ماه 3 تا بشین.
??- اون یارو كه با اسب سفید میادوبی خیال شین.
??- ...و آخرین توصیه اینكه عوض اینكه توی جریانات عشقی خیابونی و زودگذر غرق بشید و مثل كبك سرتونو زیر برف كنید یه خورده به فكر زندگی آیندهتون بشید و اینقدر از این دست به اون دست نرید چون كثیف میشید، می پكید
۱- خواستگار رو بچسبید كه شاید تنها شتر بخت شما باشه.
۲- ناز و لفت و لیس رو بذارید كنار.
?- در معرض دید باشید، گذشت اون زمان كه میگفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم كه از آفتاب و از سایه می رنجم.
?- سن ازدواج رو بیارین پایین، همون 17 یا 18 خوبه. بالاتر كه برین همچین بگی نگی از دهن میافتین.
?- تموم دوست پسراتونو تهدید به ازدواج كنید، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بكشید.
?- دعای باز شدن بخت رو دور گردنتون آویزون كنید، یه وقت كتابشو دور گردنتون آویزون نكنید كه گردن لطیفتون كج میشه.
?- پسرهای فامیل بهترین و در دسترسترین طعمهها هستند، رو هوا بقاپیدشون.
?- رو شكل و شمایل ظاهری پسرها زیاد حساسیت به خرج ندید، پسرهای خوشگل، هستن دچار مشكل...!!
?- توی اجتماع بر بخورید، با مردم قاطی شید، با ننه صغرا و بیبی عذرا نشست و برخاست كنید، همینا هستن كه شادوماد میسازن واستون.
??- یه كم به خودتون برسید، منظورم آرایش و برداشتن زیر ابرو و ریمل و پودر و سایه و كرم شب و روز و ماسك خیار و فر مژه و خط لب و خط چشم و... نیست. حداقل قیافه یه آدم رو داشته باشید.
??- در پوشش دقت كنید، لباس چسب و كوتاه فقط آدمای بوالهوس رو دورتون جمع می كنه، یه پوشش سنگین و اندكی رنگین با حفظ معیارهای دوماد پسند بهترینه.
??- مهمون كه میاد قایم نشید، چای ببرید، پذیرایی كنید، خلاصه یه چشمه بیاین كه بعله ما هم هستیم.
??- سعی كنین از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره كه مامانه بتونه جلوی در و همسایه قر و قمیش بیاد كه دخترم قربونش برم اینجوریه و اونجوریه...
??- تا مامانه و باباهه میگن دخترمون دیگه وقته عروسیشه مثل لبوی نپخته سرخ نشین و در برید، در حركات و سكناتتون این نظر رو تایید كنید و دنبالشو بگیرید.
??- بالاخره اگه خدای نكرده میخواین جزو اون یك میلیون و هفت صد هزار دختر بی شوهر نباشید هر چی دارید، رو كنید، منظورم اعضا و جوارحتون نیست منظورم كمالات و هنر مندیاتتونه.
??- و اینو بگم كه از هیچ دوره زندگیتون به اندازه وقتی كه با نامزد محبوبتون زیر سایه درخت توی یه پارك خلوت دارید معاشقه می كنید لذت نخواهید برد، حالا به بعدنش كارندارم.
??- اگه كسیرو دوسش دارین برین خواستگاریش ( نكته:این كار ریسكش خیلی بالاس اگه شازده بگه نه سوجه خنده 1سال فامیلاتون ردیفه )
??- حداقل یه 206 داشته باشین كه طرف به خاطر ماشین هم كه شده بیاد 2تا بشین بده 9 ماه 3 تا بشین.
??- اون یارو كه با اسب سفید میادوبی خیال شین.
??- ...و آخرین توصیه اینكه عوض اینكه توی جریانات عشقی خیابونی و زودگذر غرق بشید و مثل كبك سرتونو زیر برف كنید یه خورده به فكر زندگی آیندهتون بشید و اینقدر از این دست به اون دست نرید چون كثیف میشید، می پكید
۱- خواستگار رو بچسبید كه شاید تنها شتر بخت شما باشه.
۲- ناز و لفت و لیس رو بذارید كنار.
?- در معرض دید باشید، گذشت اون زمان كه میگفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم كه از آفتاب و از سایه می رنجم.
?- سن ازدواج رو بیارین پایین، همون 17 یا 18 خوبه. بالاتر كه برین همچین بگی نگی از دهن میافتین.
?- تموم دوست پسراتونو تهدید به ازدواج كنید، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بكشید.
?- دعای باز شدن بخت رو دور گردنتون آویزون كنید، یه وقت كتابشو دور گردنتون آویزون نكنید كه گردن لطیفتون كج میشه.
?- پسرهای فامیل بهترین و در دسترسترین طعمهها هستند، رو هوا بقاپیدشون.
?- رو شكل و شمایل ظاهری پسرها زیاد حساسیت به خرج ندید، پسرهای خوشگل، هستن دچار مشكل...!!
?- توی اجتماع بر بخورید، با مردم قاطی شید، با ننه صغرا و بیبی عذرا نشست و برخاست كنید، همینا هستن كه شادوماد میسازن واستون.
??- یه كم به خودتون برسید، منظورم آرایش و برداشتن زیر ابرو و ریمل و پودر و سایه و كرم شب و روز و ماسك خیار و فر مژه و خط لب و خط چشم و... نیست. حداقل قیافه یه آدم رو داشته باشید.
??- در پوشش دقت كنید، لباس چسب و كوتاه فقط آدمای بوالهوس رو دورتون جمع می كنه، یه پوشش سنگین و اندكی رنگین با حفظ معیارهای دوماد پسند بهترینه.
??- مهمون كه میاد قایم نشید، چای ببرید، پذیرایی كنید، خلاصه یه چشمه بیاین كه بعله ما هم هستیم.
??- سعی كنین از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره كه مامانه بتونه جلوی در و همسایه قر و قمیش بیاد كه دخترم قربونش برم اینجوریه و اونجوریه...
??- تا مامانه و باباهه میگن دخترمون دیگه وقته عروسیشه مثل لبوی نپخته سرخ نشین و در برید، در حركات و سكناتتون این نظر رو تایید كنید و دنبالشو بگیرید.
??- بالاخره اگه خدای نكرده میخواین جزو اون یك میلیون و هفت صد هزار دختر بی شوهر نباشید هر چی دارید، رو كنید، منظورم اعضا و جوارحتون نیست منظورم كمالات و هنر مندیاتتونه.
??- و اینو بگم كه از هیچ دوره زندگیتون به اندازه وقتی كه با نامزد محبوبتون زیر سایه درخت توی یه پارك خلوت دارید معاشقه می كنید لذت نخواهید برد، حالا به بعدنش كارندارم.
??- اگه كسیرو دوسش دارین برین خواستگاریش ( نكته:این كار ریسكش خیلی بالاس اگه شازده بگه نه سوجه خنده 1سال فامیلاتون ردیفه )
??- حداقل یه 206 داشته باشین كه طرف به خاطر ماشین هم كه شده بیاد 2تا بشین بده 9 ماه 3 تا بشین.
??- اون یارو كه با اسب سفید میادوبی خیال شین.
??- ...و آخرین توصیه اینكه عوض اینكه توی جریانات عشقی خیابونی و زودگذر غرق بشید و مثل كبك سرتونو زیر برف كنید یه خورده به فكر زندگی آیندهتون بشید و اینقدر از این دست به اون دست نرید چون كثیف میشید، می پكید
نوشته شده توسط f.t در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388 ساعت 16:50 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY